
هدیه ای از یک دوست و تقدیم به همه!
از زبان خدا
دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من
بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطرهای اخلاص دریا کردنش با من
اگر درها به رویت بسته شد دل برمکن بازآ
در این خانه دق الباب کن وا کردنش با من
به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی
طلب کن آنچه می خواهی مهیا کردنش با من
چو خوردی روزی امروز، ما را شکر نعمت کن
غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من
بيا قبل وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بياور نيک و بد را جمع و منها کردنش با من
به قرآن آیهی رحمت فراوان است ای انسان
بخوان این آیه ها تفسیر و معنا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من
دلم نیومد این شعرو ننویسم... دلم هم برای نوشتن تنگ شده بود.


نمونه سوال 1- نیمسال اول 86-1385 ( 602KB)